اطلاعات صنعتي استان
تعاريف و مفاهيم
كارگاه صنعتي:مكان مشخص و ثابتي است كه در آن مجموعه اي از سرمايه و نيروي كار به منظور توليد يك يا چند محصول صنعتي به كار گرفته شده است.
جواز تأسيس(موافقت اصولي): مجوز اوليه براي ايجاد واحد صنعتي است.
پروانه بهره برداري: مجوزي است كه واحد توليدي پس از موفقيت در توليد آزمايشي محصول، موفق به دريافت آن مي شود و سپس فعاليت خود را آغاز مي كند.
كاركنان(شاغلان):افرادي هستند كه در داخل يا خارج از كارگاه به صورت تمام وقت يا پاره وقت براي كارگاه كار مي كنند. اين گروه شامل مزد و حقوق بگيران و كاركنان بدون مزد و حقوق (مالكان، شركاي فعال و كاركنان فاميلي بدون مزد)است.
سرمايه گذاري: عبارت است از تغييرات ايجاد شده در ارزش اموال سرمايه اي (ارزش خريد يا تحصيل و هزينه تعميرات اساسي منهاي ارزش فروش يا انتقال اموال سرمايه اي) طي دوره آماري.
تعداد كارگاه ها :
درسال ۱۳۷۳ تعداد كارگاههاي ۱۰ كاركن به بالای استان ۳۴۳ واحد بوده است كه درسالهاي ۱۳۷۹ و ۱۳۸۳ به ترتيب به ۵۰۸ و ۷۴۴ واحد افزايش يافته است . لذا طي دوره ي ۱۰ ساله تعداد كارگاههاي استان بيش از ۲ برابر شده است. به عبارت ديگر طي ۱۰ سال به طور متوسط سالانه ۴۰ واحد به مجموع كارگاههاي استان اضافه شده است. افزايش تعداد كارگاهها نكته مثبتي در تحولات صنعتي استان محسوب مي گردد. با بررسي ديگري از تحولات ياد شده مي توان كنكاش دقيق تري دراين زمينه انجام داد و ابعاد افزايش در كارگاههاي متوسط و بزرگ و زير گروههاي ISIC بررسي نمود و نحوه تخصصی شدن صنعت را جويا شد.
دراين ارتباط از مجموع كارگاههاي استان در سال ۱۳۸۳ ، بالغ بر ۵۲۵ واحد به گروه كارگاههاي متوسط (۴۹-۱۰ نفركاركن ) و ۲۱۹ واحد به ۵۰ كاركن وبيشتر تعلق دارد. لذا نسبت كارگاههاي كوچك به بزرگ ۴/۲ مي باشد، به عبارت ديگر به ازاي هر واحد بزرگ ۴/۲ واحد كوچك فعال مي باشند. درسال ۱۳۷۳ ، تعداد كارگاههاي متوسط استان ۲۴۱ واحد و واحدهاي بزرگ ۱۰۳ بوده اند كه نسبت فوق ۳/۲ واحد مي باشد يعني به ازاي هر و احد بزرگ ۳/۲ واحد كوچك فعاليت مي نمايند . بنابراين طي ۱۰ سال گذشته تحولات صنعتي استان از لحاظ مقياس بنگاه به گونه اي بوده است كه كارگاههاي متوسط وبزرگ همگام با هم رشد نموده اند ورشد كارگاههاي متوسط (۸ درصد ) كمي بيشتر از رشد كارگاههاي بزرگ (۸/۷ درصد ) بوده است كه نشان از ثبات صنعتي و زمينه مناسب براي جذب كارگاههاي مختلف دراستان ميباشد .
تعداد كارگاههاي صنعتي ۱۰ كاركن به بالاي استان درسالهاي ۱۳۷۳ و ۱۳۸۳
|
استان
|
۴۹-۱۰ نفركاركن
|
۵۰ نفركاركن وبيشتر
|
۱۰نفركاركن وبيشتر
|
|
۱۳۷۳
|
۲۴۱
|
۱۰۳
|
۳۴۴۱
|
|
۱۳۸۳
|
۵۲۵
|
۲۱۹
|
۷۴۴
|
|
متوسط نرخ رشد ۱۰ ساله
|
۸
|
۸/۷
|
۸
|
ماخذ: آمارگيري از كارگاه هاي داراي ۱۰ نفر كاركن و بيشتر سال هاي ۱۳۷۳ و ۱۳۸۳- مركز آمار ايران
بررسي ديگري كه از افزايش كارگاهها وجود دارد تفکیک ،زير گروههاي صنعتي مي باشد آنچه اهميت اساسي دارد اين است كه گرايش صنعتي استان طي ۱۰ سال اخيربه كدام سمت وسو بوده است وبراي رسيدن به آن بررسي كارگاهها به تفكيك زير گروههاي ISIC موضوع را روشن مي نمايد .
درسال ۱۳۷۳ ، توليد محصولات صنايع كانی غير فلزي با تعداد ۵۷ كارگاه بيشترين واحدها را به خود اختصاص داده است كه ۶/۱۶ درصد كارگاهها متعلق به اين زيربخش بوده است توليد محصولات فلزي فابريكي (كه ۲۸) با تعداد ۴۹ واحد و توليد منسوجات با تعداد ۴۰ كارگاه در رده هاي بعدي قرار دارند در سال ۱۳۷۹ توليد محصولات كاني غير فلزي با تعداد ۱۰۷ كارگاه در رده اول قرار دارد و ۲۱ درصد تعداد كارگا هها را به خود اختصاص داده است پس از آن توليد محصولات شيميايي ( كه ۲۴) با سهم ۴/۱۲ در صدتوليد محصولات فلزي فابريكي وتوليد فلزات اساسي با سهم هريك ۴/۱۰ درصد قرار دارند. لذا به نظر مي رسد صنايع منسوجات نقش خود را از دست داده است ولي صنايع محصولات فلزي و صنايع شيميايي درتركيب كارگاهها نقش موثرتري ايفا مي نمايند.
در سال ۱۳۸۳ ، توليد محصولات كاني غير فلزي با تعداد ۱۷۸ كارگاه همچنان در رده ي اول قرار دارد كه ۲۴ درصد سهم كارگاهها متعلق به اين زير بخش مي باشد . لذا طي ۱۰ سال گذشته روند افزايشي توليد محصولات كاني به گونه اي بوده است كه سهم آن نه تنها ثابت نمانده بلكه با افزايش نسبتا خوب مواجه بوده است به طوري كه حدود يك چهارم صنايع استان دراين گروه فعاليت مي كنند.
طي ۱۰ سال مورد مطالعه ، متوسط نرخ رشد سالانه كارگاههاي كاني غير فلزي ۰۶/۱۲ درصد بوده است و سهم استان از كارگاههاي كشور دراين بخش درسال ۸۳ حدود ۹۳/۴ مي باشد كه سهم نسبتا خوبي از كشور را دارد .